تبليغاتX
یادداشت های روزانه
در آینه پندار

 

خدايا امشب بر من ببخش هر آنچه را كه داشتم و دارم قدرش را ندانستم وشكرت را نگفتم

خدايا امشب برمن ببخش تمام دلتنگي هايم تو را نديدم وبه دنيا دل بستيم و مرا به خطا  تا  اينجا كشانده

   ببخش كه نه زندگي كردم ونه بندگي

   از ازل پرتو حسنت زتجلي دم زد

  عشق آمد وآتش بر همه  عالم زد

 امشب کاردیگه وپروژه دیگه ای  را تمام کردم   خیلی دلم گرفت هر موقع به پایان یک کار میرسم  حس غریبی دلم را مچاله میکنه ..یعنی فرصت دارم تا کار بعدی ...خودت میدونی چقدر احساس تهی بودن میکنم  انگار در این شکستنها دوباره شکل می گیرم کاملتر از قبل ادامه میدم   یک نفر به جلو  هدایتم میکنه  وقتی فکر میکنم توی همه راه بامن بودی  فقط دلم می خواد سجده کنم  خودت میدونی که دوستت دارم  تو همه نوری  همه امیدی  همه هستی .و....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 11:53  توسط فریده  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 3:10  توسط فریده