تبليغاتX
یادداشت های روزانه
در آینه پندار

 در زلف چون کمندش ایدل مپیچ کان جا

 سرها بریده بینی بی جرم وبی جنایت

 چشمت به غمزه  ما را خون خورد و می پسندی

 جانا روا نباشد خون ریز را حمایت

 در این شب سیاهم  گم گشت راه مقصود

  ازگوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 0:52  توسط فریده  |