تبليغاتX
یادداشت های روزانه
در آینه پندار
 

این روز ها کجایی؟

 خرید ؟تمام کردن کارهای ناتمام؟

مرتب کردن کارهای خونه؟برنامه ریزی برای استراحت و تعطیلات ؟

خوشحال برای این تعطیلات  و یک محیط دلچسب و.....

اینهمه شتاب برای چیه ؟

پشت سرت را نگاه کن ؟

هدفها را بشمار؟به چند تا از هدفهای پارسال برنامه ریزی کردی رسیدی؟

چندتا فرصت را ازدست دادی که دیگه برنمیگرده ؟

۱-۲-۳-..بیخیال .

حالا باید خوشحال باشم که سال داره تموم میشه

آیا قراره توی سال نو آدم دیگه ای بشم

پله ها را چطور میرم . معکوس یا رو به بالا.

وای که چقدر این روزها پر ازنیایش میشم .

دستای تمنا خالی تر از همیشه است .

یاد شعر هام میافتم

در امتداد این تجلی

        ترنم می بارد از وسعت آن علف

       از شهد بلوغ گل

     از ابدیت واژه بودن

خدایا ....میخوانم و میخوانم ...در تو گم میشم  در نجوای جادویی اسمت همه روزهایم جان میگیرند .

بی امان میخواندم .بر پاره های آرزو ستاره امید می درخشد

آیه های نور هلهله میکنن 

در نت صدای پرندگان

در وسعت نا پیدایم میخواند

 با من بیا تو جز این نهایتی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 0:20  توسط فریده  | 

 

 یک هفته شلوغی را پشت سر گذاشتم .کارت اینترنت نداشتم وسرماخوردم  دو روز هم هست که توی خانه خوابیدم ودرس را بیخیال شدم شاید هم واقعا" مریضم؟/؟

 

خوب شهرام جزایری هم فرار کرد ؟

من فکر میکنم مامورا چشم گذاشتن واون قایم شده بعد هر چی شمرددن بیرون نیامده.بنده خدا ها دم عیدی پول لازم دارن فکر کنید چه همه آدم را از نگرانی بیرون میاره . نه فکر کن .  لا ال...

و قطعه هنری این پست

هنر از دید گاه اسلام نیل به معبود است

وای که توی این مملکت چه همه هنر مند داریم ؟ چه همه تشنه و هنرمند ها  آب کشند سبو سبو

همین قد کافی .برم استراحت کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 8:55  توسط فریده  |