تبليغاتX
یادداشت های روزانه
در آینه پندار

امروز دلم میخواد برای همه آنهایی که نمیشناسم شون اما دقایق زیادی را با هم پشت این کامیتور نشستیم از ناگفته ها مون گفتیم و شما صبورانه خوندید و نظر دادید یا نظر ندادید و گذشتید شاید گرهی به ابرو انداختید شاید هم لبخندی و این دفتر را  ورق زدیم  نامه بنویسم

 سلام   ....نوروزتون مبارک

ایام به کام، دلتون خرم

جهانی نو هنگامی نو  یک سال دیگه ،فرصت دوباره من وتو ،دنیا را باید نگه داشت روح را سفته کرد . جوانه زد و به بار نشست *تا دنیا را کهنه کنیم *اینجا کانون گرم خواستنهاست اما چرا هر چه پیش میرم همه چیز را بدیع میبینیم هر سال با طراوت تر درک میکنم  یعنی غیر این باشه جای سواله  جایی که الطاف بیکران الهی شاخه های خشک را نوازش داده و طبیعت  در آستانه دگرگونی و تحول است  روا نیست دست استعانت من خالی باشد

در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد                  عشق پیدا شد و آتش بر همه عالم زد

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 18:44  توسط فریده  |