تبليغاتX
یادداشت های روزانه
در آینه پندار

 با تو دل می سپارم به مهتاب

  یک جرعه دیگر  ،جهان  همه عشق میشه

سینه ستبر کوه  .موج موج دریا . یک مشت خاک  برمیدارم و بو میکنم   به آسمون و ستاره هاش ، به کران تا کران بیکرانه اش و به کج تابی ماه پر افاده اش ...و..

جهان رنگ دیگه ای گرفته ای دوست بیا تا بشکنم این حصار را

کمی صبر تا  تازه کنم نفس ، به جلای آب پرده های کدر رخوت کنار میره  شنوایی تیر میکشه وبینایی شهاب میشه دننیا شفاف شده

 

امروز دلشکسته ام

نه فکر کنی که  خسته ام

                 عهد و وفا نشکسته ام

 

به عالمی  گسسته ام

به قطره ها پیوسته ام

 اما چرا اینجا تنها نشسته ام

این قطره قطره میچکه تا تو بمونی با دلم

 گفتی که با یادت حل میشه مشکلم

<<خدایا خودم را ازمن بگیر اما خودت را ازمن نگیر >>
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 18:26  توسط فریده  | 

 

 یادداشتهای روزانه کم کم جا شو میده به یادداشتهای ماهانه 

به امید خدا این   پست و فعال می کنم البته اگر  روزگار بگذاره . این سال خوک  فکر میکنم برای همه خوب بوده  غیر از کسانی که متولد سال خوک هستند من جمله خودم . از  شروع سال تا به حال فقط دویدم  به خدا نفسم بند آمده

 

مست مست  ، مست توام

ساقیا به شادی دوست ، باده شبانه کجاست

 باده شبانه تویی ، یک جهان ترانه تویی

جان جاودانه تویی،این صدا صدای خداست

 

با من شکسته بساز ، این شکسته را بنواز

کز نوازش نفست ،نای جان من به نواست

 ذره ذره هستی ما روی بال نغمه رهاست

 درفضای خانه ما امشب این چه حال و هواست ؟              

(فریدون مشیری)

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 7:36  توسط فریده  |