تبليغاتX
یادداشت های روزانه
در آینه پندار
 

 لبریزم از  بی تو بودن

 رفتن بهانه ای بود برای نرسیدن

 زندگیم دیوانگی بود

ولی حق با من دیوانه بود                 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 6:33  توسط فریده  | 

 

یادش بخیر روزهای که مینوشتم . این روزها فقط می خونم  .آخه امتحانات نزدیکه .دلم لک زده برای عمیق فکر کردن . برای حس کردنت  برای تقسیم عشقم با تو .برای دنیای قشنگم

برای نگاه کردن . امروز به آتش شومینه  نگاه  کردم زیبا بود . گرم بود باورم نشد این زیبایی تن رنجور منو بسوزونه . اگه خودم  را پیدا کنم   آتش هم لطیف میشه

امروز روی بخار شیشه برای تو نوشتم

 بیا دوباره عاشقم کن .

ای نور چشم مستان  در عین انتظارم                                 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 23:13  توسط فریده  |