تبليغاتX
یادداشت های روزانه
در آینه پندار
 

 

 

چقدر سر خوشم بهار می آید

 بهار می آید و من عاشق ترم

 بهار می آید و من خاک قاب عکست را پاک می کنم  تا بیشتر در من جلوه کنی

  بهار می آید و من یک سال زیر و شدنم را به باد می سپارم  تا یک جای دور تل کند

 بهار می آید و من هفت سین می چینم و سیب عشق سفره را به تو تقدیم می کنم ای بهاری ترین اتفاق زندگیم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:9  توسط فریده  |