|
|
|
|
|
دیگه نه تو نه من مني كه نه تو را دارم نه خودم را تنهايي سهم تو بود ديگه نه دستي نه دعايي مكتوب بود مكتوب مني كه با اطلسي ها خوندم از بارون با تو گفتم به موچ از دريا گفتم اما نه من نه تو آخرين خدعه قلبم بود كي قلبم را از دستم قاپيد تو اين بازي مات ماتم ديگه خستگي هم تابي داره ديگه دنيا زير و زبر نداره بازم ميگم نه من نه تو نگاهت را خط بگير هل هله كن جشن دلتنگی ام را |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 2:17 توسط فریده
|
|
||