|
|
|
|
|
چقدر سر خوشم بهار می آید بهار می آید و من عاشق ترم بهار می آید و من خاک قاب عکست را پاک می کنم تا بیشتر در من جلوه کنی بهار می آید و من یک سال زیر و شدنم را به باد می سپارم تا یک جای دور تل کند بهار می آید و من هفت سین می چینم و سیب عشق سفره را به تو تقدیم می کنم ای بهاری ترین اتفاق زندگیم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:9 توسط فریده
|
|
||